تبليغاتX
افلاکـــــــــیان
افلاکـــــــــیان

.:: ایــــــــــــــــــــــــــــرانی بگو فــــــــردا مال ماست@#@#@::.
   http://kelkemah.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به وبلاگ می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه

بخش ویژه و نظر سنجی


******
لوگوي دوستان

پیوندها

پیوندهای روزانه

آمار وبلاگ

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :


.: تبليغات :.

جای بنر های شما


کاروان جمل؛ از علی(ع) تا سیدعلی

کاروان جمل؛ از علی(ع) تا سیدعلی

دعوا سر تقلب در انتخابات نیست؛ این زخم، کهنه‌تر از این حرفهاست، چرک و عفونت‌هایی که از لای این زخم خارج شدند، قدمتی 20 ساله دارند، به وسعت سکوت میرحسین موسوی، به تعداد سال‌هایی که از هجرت روح فرسای روح خدا (قدس سره) گذشت و دقیقاً به اندازه ثانیه‌هایی که ردای ولایت و زعامت قوم بر قامت آن سلاله پاک پیامبر اعظم(ص) و امام حسین(ع)، نهاده شد و چه اسم با مسمایی دارد این ولی؛ "سیدعلی"!

علی(ع)، آیه و علامتی پرمعناست. در دل این واژه 3 حرفی چه جاذبه و دافعه‌هایی که وجود ندارد؛ از سلمان فارسی و مالک اشتر و عمار یاسر گرفته تا...؛ تا زبیر بن عوام و طلحه بن عبدالله و عایشه و...

تا قبل از هجرت روح فرسای حبیب خدا(ص)، طلحه که طلحةالاسلام بود و زبیر، سیف‌الاسلام، در جنگ‌های متعدد با شمشیر و کمان‌هایشان با همسنگرانی چون عمار و سلمان و ابوذر چه غم و غصه‌ها که از سیمای پیامبر اکرم و شریعت نوپای اسلام نزدودند، آنان از کودکی با علی(ع) بزرگ شده بودند، تا آن که رسول الله رفت...

چهاردهم خردادماه هم فرا رسید، همانگونه که بیست‌وهشتم صفر فرا رسید. «انا لله و انا اليه راجعون. روح بلند و ملکوتي پيشواي مسلمانان جهان حضرت امام خميني(ره) به ملکوت اعلي پيوست...»

امام رفت اما انگار تاریخ باید تکرار شود؛ شتر سرخ موی قدرت طلبی و تفاخر و اشرافیت دوباره بیدار شده بود و از دل تاریخ پای به انتهای دهه 60 ه.ش گذاشته بود؛ آقای خامنه‌ای؟ رهبری؟ ما آقا بزرگ هستیم! من همیشه کنار امام بودم، امام همیشه از من مشورت می گرفت، امام همیشه منتظر می ماند تا ببیند نظر من چیست و آن گاه تصمیم می گرفت، من نمایندگی از امام برای محاسبه وجوهات داشته ام، امام همیشه مرا با نام کوچک خطاب می کرد، امام من را فرزند فاضل خودش معرفی کرد، من، امام... من، امام... من...! امکان ندارد بگذاریم این صفت‌ها جابجا شود، ما آقابزرگ خواهیم ماند.

اما نشد! تیر آخری ترکش‌اشان هم کارگر نیفتاد؛ خبرگان به شورای رهبری رأی نداد و سقیفه در سقیفه باقی ماند و بر گارانتی خودساخته و مادام‌العمر آقابزرگان خودخوانده، مهر "باطل شد"، خورد.

گذشت و گذشت و 16 سال هم گذشت، هر چند وقت یک‌بار یک بچه جمل در جایی و مسئله ای ظهور پیدا می کرد. یک دم خواستند جام زهری دوباره به دست رهبری دهند، زمان دیگری دانشگاه را به خون می کشیدند!، خرم‌آباد را به هم ریختند، رقاصه ارمنی به ایران آوردند، کنفرانس برلین، مطبوعات زنجیره‌ای، قتلهای زنجیره‌ای و...

اگرچه آقابزرگ نبودند اما هنوز هم عکس های یادگاری‌اشان با امام(ره) برایشان نان آور بود و با سوء استفاده از آن شمشیر زدن‌ها و کمان کشیدن‌هایشان، سیستم یکی ما یکی رهبری و اگر کمی منصف‌تر بودند یکی ما دو تا رهبری را دنبال می‌کردند. خون دل‌ها خورده شد، رنج‌ها کشیده شد تا در این بقالی بسته شد و بدیهی‌ترین شعار اسلام و انقلاب یعنی عدالت دوباره به‌عنوان مطالبه عمومی مطرح شد و مردم، کسی را به‌عنوان مجری این شعار برگزیدند که در برابر ولایت فقیه ادعای "انا رجل" نداشت، او ملازم رکاب امام نبود اما بوی خوش سیب اویس قرنی را می‌داد، اویس پیامبر را ندید لکن در معرفت و ولایت‌پذیری انگار قرن‌ها بود که از طلحه و زبیر جلوتر بود. او همه چیز را برای رهبرش می‌خواست. «رییس‌جمهور: ما حاضريم شب و روز بدويم و براي كشور كار كنيم، موفقيت‌ها، پيشرفت‌ها را به نام رهبري و مردم بنويسند اما همه‌ي مشكلات به پاي احمدي‌‍‌نژاد نوشته شود.»

دیگر کارد به استخوان رسیده بود، کارد که به استخوان برسد، دیگر جای مصلحت اندیشی نیست، باید کار را تمام کرد. سناریوی یک جمل تمام عیار نوشته شد. «اگر تقلب بشه، شنبه قیامت میشه!»؛ هر نتیجه‌ای که در انتخابات دهم حاصل می‌شد، به فتنه ختم می‌شد و این، آن سناریوی تکراری بود.

فتنه موعود، ایجاد شد. خیلی از عوام‌الناس مردد شدند. آخر در این جبهه هم، آیت‌الله و حجت‌الاسلام و پاسدار و حواری امام و زندان رفته و سیلی خورده کم نیست! حق با کدام طرف است؟!

خدايا، حق با كدامين طرف است؟ در يك سو علي،‌ داماد پيامبر، سردار بزرگ اسلام،‌ كسي كه پيامبر در وصفش مي فرمود: «علي مع الحق و الحق مع علي» با جمعي از ياران صديق پيامبر است، و در سوي ديگر «ام‌المؤمنين، عايشه» و 2 تن از صحابه بزرگ پيامبر، «طلحه الخير» مرد خوش سابقه اسلام و زبير «سيف الاسلام» -دلاور ميادين نبرد- صف بسته‌اند. آيا مي شود هر 2 گروه بر حق باشند يا هر دو بر باطل؟!... به‌راستي كداميك بر حق است؟

سرانجام آن عوام سردرگم، چاره كار در اين ديد كه جواب را از علي (ع) بازجويد: «أيمكن أن يجتمع زبير و طلحة و عايشة علي باطلٍ؟» آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه بر باطل اجتماع كنند؟ علي (ع) در پاسخ، جوابي داد كه،‌ دانمشند سني مذهب مصري، دكتر «طه حسين» در وصف آن گفته است: پس از قرآن، هيچ كلامي از بشريت بدين پايه محكم و والا گفته نشده است:

«إنك لملبوس عليك. إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأفدار الرجال، إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله»




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : شنبه 20 تیر1388 |

عرصهء سیمرغ

بار دیگر زمزمه های قدرت طلبی و ریاست طلبی بعضی از آقایان به گوش می رسد آنانی که دیروز از بیت المال دزدی کرده اند امروز با تمام وجود از آقایان کاندیداهای احتمالی حمایت های آن چنانی می کنند .  با خود اندیشیدم و گفتم روزگار و ببین که دزدهای امروزی تو روز روشن به دزد بودن خودشون افتخار می کنند وباز قانون! به آنان اجازه اظهار وجود رو می ده واقعاً باید نمره ۲۰ به همچین قانونی داد . اگه خدا بخواد حرف های زیادی راجع به این مقوله رد و بدل خواهد شد.

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست              عرض خود می بری و زحمت ما میداری




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 28 اسفند1387 |

سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد ،می گذ شت از کوچهء ما دوره گرد، داد می زد کهنه قالی می خرم، دست دوم جنس عالی می خرم ، کاسه و ظرف سفالی می خرم ، گر نداری کوزه خالی می خرم ، اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهی کشید بغضش شکست ، اول ماه هست ونان در سفره نیست ، ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟ بوی نان تازه هوشش برده بود، اتفاقاً مادرم هم روزه بود، خواهرم بی روسری بیرون دوید . گفت آقا سفره خالی می خرید ؟




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 7 اسفند1387 |

از همین امروز

باید ای دل اندکی بهتر شویم

یا نه! اصلاً آدمی دیگر شویم

از همین امروز هنگام نماز

با خدا قدری صمیمی تر شویم

سوء ظن در خوبی گل ها بد است

یادمان باشد که خوش باور شویم

مثل باد از ذهن دریا بگذریم

با خیال آب ، همبستر شویم

مثل رویای درخت و روح گل

زیر احساسات باران تر شویم

با همه افسردگی، امیدوار

آتش زیر خاکستر شویم

زیر دست و پای داغ آفتاب

مثل خواب لاله ای پرپر شویم.




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : جمعه 18 بهمن1387 |

معاشرت با مردم

با مردم آنگونه معاشرت کنید که اگر مُردید بر شما اشک ریزند. و اگر زنده ماندید، با اشتیاق سوی شما آیند.

«حکمت10 نهج البلاغه امیر لبخند و عشق ، حقیقتی برگونه اساطیر، علی (ع)»




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 16 بهمن1387 |

حسین سمبل آزادی و آزادگی
 حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند ، و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

دکتر علی شریعتی




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 25 دی1387 |

قیام امام حسین از منظر تاریخی و عقلی

قیام امام حسین از منظر تاریخی و عقلی

در این مقاله سعی شده به بررسی اهداف سیدالشهدا از قیام و نهضت عاشورابا توجه به سخنان آنحضرت ونیز شرایط حاکم؛ و نتایج آن پس از شهادت ایشان پرداخته شود.اگر چه پرداختن به این موضوع نیازمند آشنایی کامل با شخصیت و سیره آن حضرت می باشد که متاسفانه ما در این زمینه کاملاً فقیرو درمانده هستیم.به هر حال در حد وسع و سعی خود تلاش کرده با توجه به رویدادهای تاریخی و همچنین سخنان گوهر بار آن حضرت به بررسی این موضوع بپردازیم.

مقدمه:
عاشورا واژه ای است خاطره انگیز که پیوسته درس ازخودگذشتگی، فداکاری، شجاعت،جوانمردی، ایستادگی در برابر بیدادگری، پیروی از رهبر اسلامی و حمایت از دین را به همراه دارد.

عاشورا آیینه تمام نمای فریاد هيهات منّا الذّلةامام حسین(ع)است که هیچ سنگی قادر به شکستن آن نمی باشد.وعاشورا پیام سرخ علوی است که تا ستم و ستم پیشه در جهان وجود دارد از جوش و خروش باز نمی ایستد.آری قیام عاشورا مشحون از درسهایی برای نسلها و عبرتهایی برای اصلاحگران و اصلاح طلبان است.حسین شعله ای است که هرگز خاموش نمی شود و افتخاری است که به فراموشی سپرده نخواهد شد.این شعله مقدس ،همواره فروزان خواهد ماند.

حسين (عليه السلام ) يك چهره شناخته شده تاريخ است و همه مسلمانان جهان و حتى افراد بيگانه از اسلام با نام عزيز حسين (ع) آشنا هستند و همه عزاداران نه تنها نام زيباى او را مى شناسند بلكه مى دانند كه او سبط رسول خدا (صل الله عليه و آله ) و فرزند على مرتضى (ع) و فاطمه زهراست و مى دانند كه او در سوم شعبان سال چهارم هجرت ، متولد و در عاشوراءى سال 61 در كربلا به شهادت رسيد و قبر مطهر او در قتلگاهش ، زيارتگاه شيعيانش مى باشد. همگان نام برادران ، خواهران وفرزندان او را مى دانند و از واقعه شهادت جانگداز او آگاه .مى دانند شماره ياران او در كربلا چند نفر بودند و ماجراى شهادت و اسارت آنان چه بوده است . ولى آيا همه عزاداران او فلسفه قيام و شهادتش را مى دانند؟ آيا همه كسانى كه بر او اشك مى ريزند، با پيام او آشنا هستند و يا در اشعار و مراثى ودرمراسم عزادارى در حالى كه سيل اشك بر رخسارها جارى است و بيانگر حركت سيل ارادت و عواطف به آستان مقدس فرزند رسول خدا(صل الله عليه و آله ) است ، اهداف والا و مقدس آن حضرت هم متجلى و متبلور است ...

در این مقاله سعی شده به بررسی اهداف سیدالشهدا از قیام و نهضت عاشورابا توجه به سخنان آنحضرت ونیز شرایط حاکم؛ و نتایج آن پس از شهادت ایشان پرداخته شود.اگر چه پرداختن به این موضوع نیازمند آشنایی کامل با شخصیت و سیره آن حضرت می باشد که متاسفانه ما در این زمینه کاملاً فقیرو درمانده هستیم.به هر حال در حد وسع و سعی خود تلاش کرده با توجه به رویدادهای تاریخی و همچنین سخنان گوهر بار آن حضرت به بررسی این موضوع بپردازیم.

نگاهی گذرا به زندگانی امام حسین( علیه السلام)

اما حسین (ع)درسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه بدنیا آمد.(1)گر چه در تولد آنحضرت پنجم شعبان(2) و سی ام ربیع الاول هم ذکر شده است.ولی قول سوم شعبان معتبرتر می نماید چرا که بسیاری این روز را روز تولد آنحضرت می دانند. در توقيع حضرت صاحب الامر عليه السلام به قاسم بن علاء همدانى ولادت امام حسين عليه السلام روز پنج شنبه سوم ماه شعبان دانسته شده بعضى آخر ماه ربيع الاول سال سوم هجرت نيز گفته اند كه خلاف مشهور است.(3)

نام مبارک وی در تورات شبیر ودر انجیل طاب است.(4)پدرشان حضرت امیر المومنین علی (ع)و مادرشان حضرت فاطمه زهرا(س)می باشد.

کنیه آنحضرت ابو عبدالله است.القاب خاص ایشان الشهید،الامام الثانی،الرشید،الطیب،الوفی،السید،الزکی وتابع لمرضات الله می باشد.(5)

پس از بدنیا آمدن آنحضرت فاطمه زهرا(س)ایشان را به نزد پیامبر آوردند و آن حضرت بدیدار او خرسند شده ،او را حسین نامید و گوسفندی برای او قربانی کرد و او و برادرش (امام حسن)به شهادت و گواهی رسول خدا دو آقایان اهل بهشت هستند و به اتفاق (شیعه و سنی)که شبهه در آن نیست دو سبط پیغمبر رحمت (ص)هستند و حسن بن علی (ع) از سر تا سینه شبیه پیغمبر و حسین از سینه تا پا شباهت به آن حضرت داشت.و آندو از میان همه خاندان و فرزندان آن جناب مورد علاقه و حبیبان رسول خدا(ص) بودند.(6)

آن حضرت مدت شش سال و چند ماه با جد گرامی رسول اکرم بود.مدت سی سال هم با پدر بزرگوارشان زندگی کردند ودر جنگهای متعددی در کنار پدر خویش می جنگیدند.از دوران کودکی ایشان ،اطلاعات چندانی در دست نیست و بیشتر منابع به بررسی سیره آن حضرت در دوره امامت ،بویژه چگونگی شهادت پرداخته اند.امام در دوران کودکی با پیامبر بسیار مانوس بود و سخنان زیادی از رسول خدا در مورد او و همچنین برادرش امام حسن(ع) نقل شده است.

شیخ مفید در الارشاد می نویسد:«زاذان از سلمان رضی الله عنه روایت کند که گفت:شنیدم از رسول خدا(ص)که درباره حسن و حسین می فرمود:بار خدایا من ایندو را دوست دارم ،پس تو ایشان را دوست بدار و دوست دار هر کس که ایشان را دوست دارد.و نیز فرمود:این دو ریحانه من از دنیا هستند.

وزر بن جیش از ابن مسعود حدیث کند که گفت :رسول خدا (ص)نماز می خواند ؛پس حسن و حسین آمدند ودر حال سجده بر پشت آن حضرت سوار شدند،چون آن جناب سر برداشت آندو را به آرامی گرفت .چون دوباره به سجده رفت،آندو نیز باز گشتند؛همینکه نمازش تمام شد یکی را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ نشانید و سپس فرمود: هر که مرا دوست دارد باید این دو را دوست بدارد.»(7)

آری امام از چنین مقام و جایگاهی در نزد پیامبر برخوردار بود.امام در سخنان خویش نیز بارها قرابت نزدیک خود را با پیامبرمتذکر می گردد.چنانکه به هنگام خروج از مدینه در کنار قبر پیامبر فرمودند:

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ.اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْكِرُ. الْمُنْكَرواءساءلُكَ ياذَاالْجَلالِ وَالاْ كْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِيهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَكَ رِضىً وَلِرَسُولِكَ رِضىً.

«خدايا! اين قبر پيامبر تو محمد صلى اللّه عليه و آله ست و من فرزند دختر پيامبر تو و براى من پيشامدى رخ داده است كه خود مى دانى . خدايا! من معروف و نيكى را دوست دارم و از بدى و منكر بيزارم ، اى خداى ذوالجلال و كرامت بخش ! به احترام اين قبر و كسى كه درميان آن است از تو درخواست مى كنم راهى را در پيش روى من بگذارى كه مورد رضا و خشنودى تو و مورد رضاى پيامبر تو است.»(8)
در مورد نقش و رفتار امام حسین در دوران سه خلیفه پس از پیامبرنیز ،اخبار زیادی در دست نیست و فقط اخبار محدودی در این زمینه نقل شده است.برای نمونه ابن خلدون روایت می کند که آن حضرت به همراه برادرش امام حسن(ع) در جنگهای اعراب مسلمان در مناطقی از ایران همچون طبرستان شرکت نموده است(9)همچنین از گفته ابن خلدون بر می آید که امام حسین در نبردی در شمال آفریقا در دوره عثمان حضور داشته است.(10)

الف- امام حسین و صلح برادر:



ادامه مطلب


+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 18 دی1387 |

سال نو میلادی با خونریزی و کشتار مردم مظلوم غزه

در حالي که کودک آمريکايي در کنار پدر و مادر خود منتظر شب کریسمس بود کودکی در غزه در پناهگاه خانه منتظر خوشه ای جدید بود اما نه خوشه های گل به مناسبت کریسمس بلکه در انتظار بمب های خوشه ای تنها در کنار مادر نشسته بود چون پدرش را در حمله خون خواران از دست داده بود.

نوزاد فلسطینی

آری کودک غزه ای را در ژانویه می کشند تا دل کودک آمریکایی از دیدن سینه پاره شده آن کودک غمگین نشود.

کودک آمريکايي منتظر بابا نوئل مي ماند تا برايش هديه اي آورد

هديه را به کودک آمريکايي مي دهند ... او باز مي کند و از شادي به آسمان مي پرد چون برايش يک تفنگ اسباب بازي مي آورند ... اما اين فقط اسباب بازي است ...

کودک غزه اي هم به آسمان پرتاب مي شود چون گلوله اي از تفنگ اسرائيلي به سينه اش اصابت مي کند...

مادر کودک آمریکایی لامپ درخت کریسمس را به کودکش می دهد تا او بتواند در شادی نصب این لامپ شریک باشد ولی آن غزه ای چه طور؟ او نمی خواهد قلب پدرش را از روی زمین جمع کند ولی مجبور است در این غم تحمیلی بالای جنازه پدر، مادر، برادر و یا خواهد شهید خود بنشیند و شاهد کشته خون باشد، خونی که قرمز است البته شربت گیلاس کودک آمریکایی هم قرمز است ولی این کجا و آن کجا؟

کودک آمریکایی شربتش را می نوشد شاید هم مثل ما ایرانیان کوکاکولای اصل بنوشد شاید هم پپسی و...

کودک غزه ای هم خون را در دیده می نوشد و برای بزرگ شدن لحظه ها را می شمارد تا بتواند به کودکان دیروز آمریکایی بفهماند که در ژانویه ها چه می گذرد، ولی آیا خواهند گذاشت تا کودک آمریکایی حق را بفهمد و ...

شب يلداي ما ايرانيان گذشت ولي آيا اين شب در غزه تمام شد به راستي که نه

شب يلداي ما با هندوانه اي که با يک مشت قوي شکست پايان يافت و شب يلداي غزه با انفجار سينه کودکان غزه اي هنوز ادامه دارد...

ديروز رهبرمان محرمي را که عزادار بود را با پيام خود عزا اعلام کرد و همچنان منتظر حکم جهاد هستيم...




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : پنجشنبه 12 دی1387 |

من برای چه می جنگم؟/ندای هل من ناصر ينصرنی "حسین(ع)" به گوش می رسد

این نوشتار نه سیاسی صرف است و نه بحثی ادبی بلکه حرفی بر آمده از دل است و شاید بر دل تو نيز بنشیند.

بارها این سوال را از خود پرسیده ام که برای چه هستیم و کدام وظیفه از سوی خداوند بر گردن ما نهاده شده تا به بهانه آن باشیم، و در این سوالها جوابهای بسیاری نیز یافتم.

امروز ما به کدامین سوی می رویم و چه کسانی در این مسیر ما را هدایت می کنند، چرا برخی رفتند تا ما بمانیم، چرا برخی اسارت کشیدند تا ما اسیر نشویم، همه این سوال ها را پرسیدم تا به این مطلب برسم که پایه خود را بر چه چیزی قرار داده ایم؟؟؟

امروز پایه خود را بر چه چيزي استوار کرده ایم که اینگونه مغرورانه به اطراف خود می نگریم كه اگر منکری ببینیم دم نمی آوریم یا معروفی را انجام نمی دهیم...

برادران و خواهران، امروز نه این است که بسیاری از ما دنیا را به دین خود ترجیح دادیم...

آيا نه اين است كه اعتقادمان را فدای اقتصادمان کردیم، ولي سوال مهمتر اين است كه چه كساني اين وظيفه را به خوبي انجام دادند و مطمئنا خدای متعال از گناه کسانی که مردم را  چنین خواستند نخواهد گذشت...

آيا ما مصداق اين شعر شده ايم كه می گوید:

"ما با می و مینا سر تقوی داریم

دنیا طلبیم و میل دنیا داریم

کی دنیی و دین به یکدیگر جمع شود

این است نه دین و نه که دنیا داریم"

به کدامین اسلام روی آوردیم که اگر بادی از رحمت الهی بر ما بوزد از آن نا خوش می شویم آیا نبود پیامبر و یارانش که مدتی را بدون توشه ای در شعب ابی طالب سر کردند فقط با روزی یک عدد خرما...

و اما امروز...

آری امروز اگر احمدی نژادی هست که حرف دل می زند ، برخی نام گداپرور بر او می نهند، عده ای او را به مثابه دلفینی که با مردم بازی می کند نام می دهند، عده ای دیگر او را به بنی صدر مقایسه می کنند و اما در این میان اعتقاد چه شد، پس کجاست اعتقادی که شهیدان برای آن جان دادند، آری رفتند تا عده ای از کنار آنها نان بخورند و نه هر نانی بلکه نانی که به نرخ روز باشد...

و خدا لعنت کند آنانی را که اعتقادها را به قیمت اقتصادها فروختند و امروز از عدالت پروری ناله می کنند چرا که عدالت پروری برای آنان همان گداپروری است ...

به این حرف آقا ( یا همان مقام معظم رهبری برای فرهیختگان) کمی بیاندیشیم که می فرمایند:« خداوند با ما خویشاوندی ندارد»، پس  نشود که خدای ناکرده مصداق این آیه شویم:

«تُعِزُ مَن تَشاء وَ تُذَلُ مَن تَشاء»

یک چرای بزرگ و کمی فکر به آن شاید برخی از مشکلات ما را درمان کند، آیا ما یادمان رفته که علی(ع) داریم، حسین(ع) داریم، نکند فراموشمان شده که فرجی در راه است، یوسف زهرایمان نگاره گر من گنه کار است، آقا ما را ببخش که تو را با اعمال خود حبس کرده ام "چند روزی یوسف(ع) از جرم زلیخا گر به زندان می رود...یوسف زهرا(عج) ببین از جرم ما حبس ابد گردیده است"

همه اینها نعماتی است که ما گاهی آنها را فراموش می کنیم، چرا؟؟؟

چرا هنوز پس از 1400 سال نتوانستیم الگوی عاشورا را در همه امور خود نهادینه کنیم؟ چرا عاشورا را مقطعی دنبال می کنیم، مگر نه آن است که " کل یوم عاشورا و کل ارض کرببلا"، آیا عاشورا با انقلاب به پایان رسید؟ آیا عاشورا در جبهه ها محصور ماند؟ آیا رزمندگان عاشورا را با خود به بهشت بردند؟

می خواهید از عاشورا مثال بزنیم...

1-دوست عاشورایی ات را می بینی که ناراحت است، از او ماجرا را می پرسی و او توضیح می دهد که برای انجام معاله ای مجبور به گرفتن نزول از یک دین فروش شده و می گوید« الضرورات، تبیح المحذورات»، لحظه ای مکث می کنی و بعد به یاد شبهای هیات می افتی و به او می گویی اگر امام حسین در موقعیت تو قرار می گرفت به کار تو دست می زد؟

2-یا اینکه با پرونده ای قضایی روبرو می شوی که متعلق به طلبه ای سیرجانی است، اتهامش را که می بینی متوجه می شوی به خاطر آنکه فریاد عدالت طلبی سر داده محکوم شده و از طرفی مشاهده می کنی فردی که جاسوسی علیه کشور خود می کرده به راحتی در کشور زندگی می کند و حتی علیه دیگران شکایت می کند و جالب تر اینکه به شکایت او رسیدگی می کنند، لحظه ای به فکر فرو می روی و به یاد مسوول قضایی کشور می افتی و در دل به او می گویی تو همانی که ندای عاشورایی سر می دهی پس چرا بی گناه را به جای گناه کار محکوم کرده ای؟؟؟ از سوی دیگر به یاد فردی می افتی که طرف شکایت آن فرد جاسوس است در دل با او هم صحبت می کنی و چرا راضی شدی از این خائن به کشور عذر خواهی کنی؟ می گوید برای آنکه پایگاه خبری ام مسدود نشود... لحظه ای بعد در خاطر به او می گویی آیا اگر امام حسین به جای تو بود از فردی که به کشور اسلامی خیانت کرده عذرخواهی می کرد؟؟؟ نعوذبالله که این از عصمت حسین بن علی به دور است که اگر اینگونه بود با سپاه یزید جهاد نمی کرد...

3-مقام مسوولی را می بینی که در تریبونی به دیگری لقب گداپرور می دهد، حال در لحظه ای او را می یابی و به او می گویی اگر امام حسین بود به برادر مومن خود لقب ناپسند می داد و برای رسیدن به دنیا تن به هر صفتی می داد ...

ندای هل من ناصر ينصرنی "حسین(ع)" امروز از سرتاسر جهان به گوش می رسد

خدا نیاورد آن روزی را که عاشورا به پایان رسیده باشد و ما در حسرت آن بمانیم...

عاشورا نزدیک است... مراقب باشيم كه خدا با ما خويشاوندي ندارد و شايد ديگر به ما فرصت ندهند كه به اعتقادمان بيانديشيم... چرا که همیشه برای اقرار وقت نیست...




+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : چهارشنبه 20 آذر1387 |

نامه سرگشاده
در نامه مشاور رئيس جمهور خطاب به رئيس بنياد باران مطرح شد
پرسش هاى صريح از خاتمى
 
394437.jpg

على زارعى نجفدرى مشاور رئيس جمهور در نامه اى سرگشاده به سيد محمد خاتمى از برخى مواضع اخير وى در سخنرانى هاى مختلف انتقاد كرد.
زارعى نجفدرى، در بخشى از اين نامه با اشاره به برخى مواضع در سخنرانى هاى اخير رئيس بنياد باران خطاب به خاتمى تصريح كرده است: در اين سخنرانى ها مطالبى بيان نموده ايد كه حكايت از آن دارد كه يا از مسائل جامعه و مملكت و تحرك و تحول اجرايى بوجود آمده در آن بى خبريد و يا با علم به آن، با هدفگذارى هاى از پيش تعيين شده، واقعيات را وارونه جلوه مى دهيد.
زارعى نجفدرى ضمن دعوت از رئيس بنياد باران به ارائه صادقانه پاسخ به پرسش هاى مطرح شده از وى براى شركت در يك مناظره دعوت كرده است.
متن كامل اين نامه بدين شرح است:

جناب آقاى خاتمى اخيراً در سخنرانى هاى مختلف جنابعالى، گاه در مقام معلم اخلاق، مواعظ اخلاقى مى فرماييد و گاه در مقام يك ليدر سياسى، تحليل و راهبرد سياسى ارائه مى دهيد. گاه در مقام يك متفكر، به لحاظ فكرى ارائه طريق نموده و گاه در مقام يك اقتصاددان، فرمول هاى اقتصادى خلق مى نماييد و.‎/‎/ تا اينجاى كار حرفى نيست. ولى در اين سخنرانى ها مطالبى بيان نموده ايد كه حكايت از آن دارد كه يا از مسائل جامعه و مملكت و تحرك و تحول اجرايى به وجود آمده در آن بى خبريد و يا با علم به آن، با هدفگذارى هاى از پيش تعيين شده، واقعيات را وارونه جلوه مى دهيد. على ايحال ، از اين مواضع و حرف هايتان اين گونه برداشت مى شود كه ظاهراً گذشته هاى نزديك را فراموش كرده ايد و يا فكر مى كنيد مردم فراموش كرده اند. از اين رو يادآورى آن لازم به نظر مى رسد:

 

 


ادامه مطلب


+ | نويسنده : رضائی در تاريخ : دوشنبه 13 آبان1387 |

مطالب گذشته

منوی اصلی

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

Copy Right © http://kelkemah.blogfa.com - Template By : GHALEBKADEH